السيد الطباطبائي

68

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

إذا رأيتم الرّجل كثير الصّلاة كثير الصّيام فلا تباهوا به حتّى تنظروا كيف عقله . « 1 » و نيز در كافى از عدّه‌اى از اصحاب از احمد بن محمّد مرسلا روايت مىكند كه قال قال ابو عبد الله عليه السّلام : دعامة الإنسان العقل الحديث « 2 » و نيز در كافى از علىّ بن محمّد از سهل بن زياد از اسماعيل بن مهران از بعضى از رجال او از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : العقل دليل المؤمن « 3 » و دربارهء لزوم قلب و وجدان ، و عدم استغناء از آن نيز آيات و رواياتى وارد است : امّا از آيات : أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ( آيهء 46 از سورهء 22 حجّ ) « 4 » چون روى اين خطاب با كسانيست كه داراى عقل و شعور هستند ؛ و ليكن بواسطه متابعت از هواى نفس امّاره ، دل‌هاى خود را خفه نموده ؛ و وجدان خود را در زير حجاب‌هاى معصيت و گناه مختفى و قلب‌هاى خود را كور كرده‌اند . إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ( آيهء 80 از سورهء 27 نمل ) « 5 » در اينجا خداوند كسانى را كه نيروى وجدان و نور باطن خود را خراب كرده‌اند به مردگان تشبيه مىكند بلكه حقيقتا آنها را مرده قلمداد مىنمايد ؛ و ناشنوايانى مىداند كه پيوسته در گريزند و ابدا گفتار حقّ و سخن استوار در گوش آنان اثرى نمىگذارد .

--> ( 1 ) اصول كافى طبع حروفى ج 1 ص 26 : رسول خدا فرمود : چون ديديد مردى را كه نماز بسيار مىخواند و روزه بسيار مىگيرد ، او را بزرگ مشماريد تا اينكه بدست آوريد عقلش بر چه پايه‌ايست ! . ( 2 ) همين سند ص 25 : حضرت صادق عليه السّلام فرمودند : ستون و نگاهدارندهء انسان عقل اوست . ( 3 ) اصول كافى از طبع حروفى ج 2 ص 25 : عقل راهنما و رهبر مؤمن است . ( 4 ) آيا آنان در روى زمين سير نمىكنند ( تا اينكه بواسطهء مشاهدهء آيات الهيّه اعتبار گيرند ) و براى آنان دلهائى باشد كه با آن تعقّل كنند ؛ يا گوش‌هائى باشد كه با آن بشنوند ؛ چون اين چشم‌هاى واقع در سر كور نمىشود ؛ و ليكن كورى اختصاص به چشم‌هائى دارد كه در سينه‌ها مستقر است . ( 5 ) اى پيامبر ؛ تو چنين قدرت ندارى كه مردگان را بشنوايانى ! و نه آنكه به كسانى كه كرند و قوّهء سامعه ندارند سخنت را بشنوايانى ؛ درحالىكه آنان پشت نموده ؛ و پا بفرار گذاشته‌اند .